ﻋﺮﻭﺳﻲ ﺭﻓﺘﻦ ﺟﻴﮕﺮﻃﻼﻱ ﻣﺎﻣﺎﻥ
ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺟﻮﻧﻢ ﺳﻼﻡ ﺧﻮﺑﻲ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﻳﻨﻢ ﭘﺎﻧﺰﺩﻩ ﻣﺎﻫﮕﻴﺖ ﻣﺒﺎﺭك ﻧﻔﺴﻢ.ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺗﻴﺮﻣﺎﻩ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﺁﺟﻲ ﻣﺤﺪﺛﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻋﻤﻪ ﺻﺪﻳﻘﻪ ﺑﻮﺩ اﺯ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻗﺒﻞ ﻣﺎﺩﺭﺟﻮﻥ و ﺑﺎﺑﺎﺣﺠﻲ اﻭﻣﺪن ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺭﻭﺯﻋﺮﻭﺳﻲ ﻫﻢ ﺧﺎﻟﻪ ﺭﻭﻳﺎ و ﺧﺎﻟﻪ ﭘﺮﺳﺘﻮ و ﺩاﻳﻲ ﻣﺤﺴﻦ اﻳﻨﺎ ﻫﻢ اﻭﻣﺪﻥ ﺩﺯﻓﻮﻝ ﺗﺎ ﺑﻴﺎﻥ ﻋﺮﻭﺳﻲ.ﺭﻭﺯ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﺑﺎ ﺁﺟﻲ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺩاﻳﻲ ﻣﺤﺴﻦ و هدیه گلی دوستت ﻛﻠﻲ ﺗﻮﻱ ﺳﺎﻟﻦ ﻧﻲ ﻧﺎﻱ ﻧﺎﻱ ﻛﺮﺩﻱ و ﺩﻝ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﻱ ﻧﺎﺯﻧﻴﻨﻢ.ﻋﻜﺴﺎﻱ ﺭﻭﺯ ﺣﻨﺎﺑﻨﺪﻭﻥ و ﻋﺮﻭﺳﻲ و ﭘﺎﺗﺨﺘﻲ ﺭﻭ ﻣﻴﺬاﺭﻡ ﻭاﺳﺖ.ﻋﺰﻳﺰﺩﻟﻤﻲ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﻙ و ﺷﻌﻮﺭﺕ اﺻﻼ اﺫﻳﺖ ﻧﻜﺮﺩﻱ اﻳﻦ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﻩ و ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺑﻪ ﺧﺮﺝ ﺩاﺩﻱ. ﺩﺳﺘﺖ ﺩﺭﺩ ﻧﻜﻨﻪ ﻗﺸﻨﮕﻢ.و اﻣﺎ ﻋﻜﺴﺎ...
این حنابندونه خونه عمه




اینجا توی خونه ست قبل از رفتن به عروسی فدای اون خنده قشنگت




اینجا توی سالن عروسیه.قربونت برم عروس خوشگل من


هستی جونم و آجی فاطمه


هستی جونم و هدیه گلی

عکسای پاتختی خوب نشدن یعنی از بس شیطونی کردی فرصت بهم ندادی ازت چندتاعکس خوب بگیرم منم از لباسایی که اون شب تنت بودن عکس گرفتم قربونت برم که چقدر ماه شده بودی عزیزدلم



ﻋﺮﻭﺳﻲ ﺭﻓﺘﻦ ﺟﻴﮕﺮﻃﻼﻱ ﻣﺎﻣﺎﻥ
